گروه اندیشه-نیکان: لیبرالیسم امروز شاید بیش از هر چیز دیگری در زندگی مردم دنیا نمود داشته باشد؛ بدون آن‌که متوجه شویم منطق زندگی اغلب ما پیوند تنگاتنگی با لیبرالیسم دارد؛ منطق سود، منطق خودخواهی، منطق فقط «من» گوربابای بقیه در ذات لیبرالیسم نهفته است. مکتبی که قبل از هر چیزی یک سبک زندگی‌ست؛ قبل از آنکه ابعاد سیاسی، اقتصادی و فرهنگی پیدا کند، لیبرالیسم سبک زندگی انسان مدرن است. انسانی که خودش را جای خدا می‌گذارد و اجازه تصرف در تمام عالم را به خود می‌دهد؛ این‌چنین انسانی جامعه‌ای را می‌سازد که در تمامی ابعادش خودخواهی و سود نمود عینی دارد.

     

    به گزارش نیکان: اینکه امپریالیسم مدرن به دنبال قالب زدن انسان‌ها در یک شکل واحد است را در ادامه و در گفتاری از دکتر محمد رجبی دوانی می‌خوانید:

    یکم؛ خداوند  صفات زيادي دارد، اما  سه صفت «اراده»‌، «علم» و «قدرت» از بارزترین صفات الهی هستند. خداوند با علم، خواست و مشيّت و قدرت خود، بر جهان حكومت مي‌كند. اما در دوره جديد، انسان خود را به جاي خدا مي‌نشاند؛ و اين سه صفت را به خود  نسبت مي‌دهد؛ لذا «اراده‌ آزاد الهي» به «اراده آزاد من» تبدیل مي‌شود؛ یعنی هر كاري که من اراده کنم، مي‌توانم انجام دهم. این مسأله همان چیزی است که از آن به «آزادي» تعبیر می¬شود.

     البته آزادی به این معنا نیست که زیر بار کسی نرویم؛ «زير بار كسي نرفتن»، مفهوم ديگري است كه ما در فارسي به آن «استقلال» مي‌گوييم و در زبان انگلیسی به آن «freedom» می‌گویند؛ در حالی که برای آزادی از واژه «liberty» استفاده می‌شود. «آزاد» يعني «بدون قيد»؛ لذا وقتي می‌خواهیم این مفهوم را درباره خدا مطرح کنیم، می‌گوییم خدا «فعّال ما يشاء» است؛ يعني هر فعلی را که اراده کند، انجام می‌دهد. در دوره جدید، بشر اين صفت را به خودش ارزانی داشته و ادعا می‌کند که «من»، هر كاري را بخواهم، انجام می‌دهم. از اين تلقی، «ليبراليسم» به معناي فلسفي‌‌اش زاده می‌شود.

     صفت بارز دوم، «علم الهي» است. بدیهی است که وقتي بشر خود را بر مسند خدا می‌نشاند، همه چيز، تابع علم «من» (انسان) مي‌شود. تمام مکاتب فلسفي غرب در اين فضا رشد ‌کردند؛ لذا آنچه براي دكارت اصالت پيدا مي‌كند، انديشه‌اي است كه در وجود او جریان دارد؛ یعني آنچه اصل است، انديشه «من» است. فلاسفه بعد از دکارت هم همين‌طور هستند؛ كانت نیز «زمان» و «مكان» را تابع انديشه و «سوژه» یا ذهن انسان مي‌داند؛ بنابراین از منظر او همه چیز مخلوق ذهن من است. بر همین اساس، ادعا می‌کند که ما به بيرون از ذهن خود راه نداریم و تنها چیزهایی را مي‌شناسيم كه بر ذهن ‌ما پديدار مي‌شوند؛ پس شناخت ما از هر چيزي، يعني شناخت ذهن ما از محتوای خودش.

    صفت الهي ديگر، «قدرت» است. ادعاي انسان در اين دوره آن است كه توانایی انجام هر كاري را دارد و همان‌طور كه اراده‌ انسان در خواستن هر چیزی آزاد است، همان‌گونه هم می‌تواند هر چيزي را که خواست انجام دهد؛ لذا هدف علم جديد اين نيست كه حقيقت را كشف كند، بلكه غایت آن کسب قدرت است. «احساس قدرت» و تصور اين‌كه هر كاري از بشر برمي‌آيد، خصوصيّت «دوره‌ اومانيسم» است و تمام فلسفه‌هاي جدید سعی کردند که اين واقعيّت را هر چه بهتر و روشن‌تر، به زعم خودشان، اثبات كنند.

     لذا روح فلسفه جديد و مدرنيته عبارت است از: «عقل ما همه چيز را مي‌فهمد»، «قدرت ما هيچ محدوديّتي ندارد» و «اراده ما آزاد است» و هيچ كتاب آسماني و پيغمبر و حلال و حرامي آن را قید نمی‌زند. كسانی هم كه در اروپا ديندار هستند ـ که خیلی از آنها دیندارند ـ دينداري را به معناي التزام به حلال و حرام خدا نمي‌گيرند، بلکه خدا از نظر آنها موجودي مهربان است كه در مصائب و مشکلات به او پناه می‌برند؛ لذا به خدا می‌گویند «پدر».
    اين سه عنصر، جوهر مدرنيته را شکل می¬دهند که در مکاتب فلسفی غرب ظاهر مي‌شود.

    دوم؛ احساس قدرتي كه «علم» و «صنعت» به اروپایی‌ها داده بود، به دنبال تسلط آنها بر بخش‌های وسیعی از جهان، به احساس «قدرت سياسي» و احساس قدرت «تسلّط بر انسان‌ها» تبديل شد. استعمار کشورهای دنیا که براساس همین احساس تسلط صورت می‌گرفت، با جنبش آزادي‌خواهي در اروپا مصادف بود. ثمره این جنبش در بُعد سیاسی¬، آن بود که اروپایی‌ها خودشان را آزاد بدانند كه به سر مردم عالم هر چه مي‌خواهند بياورند؛ ولی در بُعد اقتصادي‌ِ، منجر به شکل‌گیری نظام سرمايه‌داري شد.

     اساس سرمایه‌داری «بازار آزاد» است؛ يعني همه بازار در اختیار بخش خصوصي قرار بگیرد و بخش خصوصي هم آزاد باشد تا هر چه خواست توليد كند و محصولات خود را هم با هر قیمت و هر كيفيتي که مي‌خواهد، عرضه نماید. از نظر طرفدارن تئوری «بازار آزاد»، اجرای آن منجر به هرج و مرج در بازار نمي‌شود، چون اين توليدات براي مصرف‌كننده است و مصرف‌كننده هم آزاد است كه محصولی را كه كيفيت بهتر و قيمت پایين‌تری دارد، بخرد؛ لذا مصرف كننده به سراغ كيفيت مطلوب و قيمت ارزان مي‌رود و تولیدکننده‌ای که محصولش كيفيت مناسبی ندارد، مجبور مي‌شود كيفيت آن را ارتقاء دهد، وگرنه ورشكست می‌شود؛ تولیدکننده‌ای هم كه محصولش را با قيمت بالا عرضه می¬کند، مجبور می‌شود تا قيمت را پائين بياورد؛ بنابراین، با اجرای تئوری «بازار آزاد»، کم‌کم، هم قیمت‌ها کاهش مي‌یابد و هم کیفیت‌شان بهتر مي‌شود؛ به عبارت دیگر، بازار خود به خود به كيفيت خوب و قيمت مناسب مي‌رسد. به اين تئوری اصطلاحاً «تئوري مكانيزم قيمت‌ها» مي‌گويند .

    ‌وقتي شعار «آزادي»، در اقتصاد پیاده شد، در عمل افرادی که صاحب سرمايه‌های كلان (و به قول امروزي‌ها «رانت‌خوار») بودند، شیوه‌ای را در پیش گرفتند که توانستند تمام بازار را در اختیار خود بگیرند. این شیوه به این صورت بود که آن فرد سرمایه‌دار محصولی با كيفيت خوب و قيمتی پایین‌تر از هزينه توليد، وارد بازار می‌کرد و به دنبال آن، افرادی که تولیدات مشابه داشتند، همگی ورشكست مي‌شدند. وقتي همه را ورشكست مي‌كرد، كارخانه‌هاي افراد ورشکسته را به پایین¬ترین قیمت مي‌خريد و خودش به تنها توليدكننده آن محصول تبدیل می‌شد؛ بعد کم‌کم قيمت‌ها را افزایش می‌داد و چون كسي هم نبود با او رقابت كند، می‌توانست محصولاتش را به هر قیمتی به بازار عرضه کند.این رویه بلايي بر سر اروپايي‌ها آورد که منجر به شکل‌گیری جنبش‌هاي ضد سرمايه‌داري شد.

    این امر، نقطه آغاز انقلاب‌هاي كارگري در اروپا بود، زیرا سرمایه‌داران، علاوه بر استثمار مردم کشورهای دیگر، چنان مردم خودشان را نیز استثمار مي‌كردند كه یکی از سرمایه‌داران انگلیس به نام «رابرت اون»  كه سعي كرد به نحوي بتواند از انقلاب‌هاي كارگري جلوگيري كند و بعدها باني «شركت‌هاي تعاوني» شد، به هم‌قطاران خود گوشزد کرد که اين‌گونه كه شما از كارگرها رمق مي‌كشيد، در نهایت خودتان ضرر مي‌كنيد. در سازوکار اقتصادی آن دوره، اصلاً مسائل انسانی مطرح نبود و اگر حرکتی هم برای احقاق حقوق کارگران می¬شد، برای تأمین بهتر منافع سرمایه‌داران بود؛ مثلاً در انگلیس که اوضاع کارگران در آن از همه جا بهتر بود، كارگران به صورت خانوادگي، از بچه‌هاي سه ساله گرفته تا پيرمردها، كار مي‌كردند. «رابرت اون» با اشاره به این حقیقت، مي‌گويد که «همان‌طور كه مي‌دانيم حقوق آنها به اندازه‌ای است كه فقط هر كسي قوت همان روز خود را به دست می‌آورد»؛ يعني حقوقي كه پدر مي‌گيرد، صرف هزینه غذاي روزانه‌اش می‌شودو بچه‌ها هم بايد برای سیرکردن شکم خود، جداگانه کار کنند. وی به این حقیقت تلخ نیزاذعان می‌کند که اغلب اين بچه‌ها زير فشار كار مي‌ميرند، چون با شلاق وادار به كار مي‌شوند. انگلستان در آن زمان مركز صنايع نساجي بود، پنبه‌ها را از هندوستان که مستعمره آنها بود و تا قبل از استعمار بزرگ‌ترين توليدکننده شلوار در جهان محسوب می‌شد، مي‌آوردند. وظیفه پاک¬کردن این پنبه‌ها به عهده بچه‌هاي سه تا پنج ساله بود که بايد با دست این کار را مي‌كردند. در حین کار وقتی خسته مي‌شدند و خوابشان مي‌برد، با شلاق آنها را مي‌زدند و وادار به كار می‌كردند. «رابرت اون» در آنجا می‌گوید که «مي‌دانيم که خيلي از اينها مي‌ميرند». علاوه بر این، در همان انگلستان پسربچه‌هاي ۷ تا ۱۲ ساله، وظيفه‌شان اين بود كه از دودكش‌هاي كارخانه‌ها كه سوخت‌شان زغال‌سنگ بود و خیلی زود دوده مي‌گرفت، بالا بروند و این دوده‌ها را پائين بريزند. وی در این‌باره نیز مي‌گوید که اغلب اينها در اثر دوده خفه مي‌شوند و پائين مي‌افتند و جسدشان روي زمين می‌ماند. اين، تازه وضعیت مردم خودشان بود!

    در کتاب «سیاهان، آمریکا را ساختند»، آمده است که در طول چند قرن، صد ميليون برده را براي كار به سوی آمريكا گسیل داشتند، ولی تنها ده ميليون آنها به آمريكا رسيدند و نود ميليون در راه از بين رفتند؛ این نود میلیون بر اثر شورش یا يا بیماری از پای درآمدند و به دريا انداخته شدند. آفريقا در آن زمان سرزمين بسيار متمدني بود، در حالی که مردم ما فكر مي‌كنند آفريقايي‌ها همه وحشي هستند. در زمان ورود اروپایی‌ها به قاره آمريكا ـ طبق نقل خودشان ـ سرخپوست‌های بومی آنجا، نزدیک به چهل ميليون نفر جمعیت داشتند؛ در حالی که جمعیت کنونی سرخپوست‌هاي جهان بعد از گذشت پانصد سال از آن دوران، تنها چهارصد هزار نفر است. این وضعیت را با وضعیت ما در طول تاریخ مقایسه کنید. ما هم پادشاهان ظالم داشته‌ایم؛ در نظام ارباب و رعيتي ما خيلي به رعایا ظلم مي‌شد، ولي هرگز در این حدّ حيرت‌آور نبوده است.

    سوم؛ سرمايه‌داري اروپا كه عينيّت ليبراليسم و آزادي اراده بشر بود، عملاً به آزاديِ قدرتمندان و توانگران تبدیل شد، زیرا تنها آنان بودند كه مي‌توانستند ادعا كنند که سه صفت الهي یعنی «قدرت»، «دانايي» و «اراده آزاد» را دارا هستند. با توجه به این امر، لیبرالیسم از لحاظ سياسي به «امپریاليسم» تبدیل شد كه خواهان تسلّط بر همه چيز بود. فرق امپریاليسم و استعمارگري جديد كه در دوران مدرنيته شکل گرفت با شکل‌های قدیمی‌تر استعمار و كشورگشایی‌های قديم، آن است كه افرادی مثل كوروش و داريوش که كشورگشا بودند، وقتی كشوري را تحت سیطره خود می‌گرفتند، از مردم آن سه چيز مي‌خواستند:
    ۱) من را شاه خودتان بدانيد. هر کس در این کشور زندگی می‌کند، بايد تابع من باشد؛ همچنین باید به نام من سكّه بزنيد؛
    ۲) سالانه اين‌ مقدار به ما باج بدهيد؛
    ۳) اگر ارتش ما از اينجا عبور کرد آذوقه و كمك‌هايي را كه می‌خواهيم، فراهم كنيد و اگر فراخوان كرديم، نيروی نظامی در اختيار ما بگذاريد.

    ولی اين¬كه شما باید مثل ما باشيد، مطرح نبود. اتفاقاً كوروش اين زرنگي را داشت كه هر جا مي‌رفت خودش را به رنگ مردم آنجا در مي‌آورد؛ لذا وقتی به بابل رفت، «مردوخ»، خداي بزرگ بابل را عبادت كرد و بابلیان به همین دلیل مريدش شدند. در مصر و جاهای دیگر هم همین‌طور عمل کرد. بسیاری از مورخین اروپايي‌ نوشته‌اند که اكثر مردم کشورهای اشغال شده، به كوروش به عنوان یک منجي مي‌‌نگریستند. داريوش تا حدّي اين‌طور بود، ولي در اواخر حکومتش بنای سخت‌‌گیری را گذاشت و ماليات‌ها را افزایش داد؛ خشايارشاه هم از رویه کوروش بیشتر فاصله گرفت، همين باعث شد كه مناطق تحت سلطه، یکی پس از دیگری عليه ايران شوريدند تا اسكندر آمد و ایران را اشغال کرد.

     اسکندر برعكسِ جانشینان کوروش، روش او را در پيش گرفت؛ مثلاً هر منطقه‌ای را که می¬گرفت، یکی از افراد همان منطقه را به عنوان حکمران آن می‌گماشت؛ البته از آنجا که معلّم اسكندر، ارسطو بود و او وادارش كرده بود که به کشورهای دیگر حمله كند، اين فرق را با کوروش داشت که  سعي مي‌كرد فرهنگ و تمدن يوناني را همه جا رواج بدهد؛ لذا زبان يوناني در ايران اجباري شد؛ ضمناً هر جا که مي‌رفت با خودش عدّه زيادي معمار، نقاش، مجسمه‌ساز و موسيقي‌دان مي‌برد تا فرهنگ يوناني را ترويج كند.

     امّا در دوره جديد كه مي‌خواهند پا جاي پاي روم و يونان باستان بگذارند، «امپریاليسم» صورت ديگري دارد. امپریاليسم نوین ديگر به گرفتن باج بسنده نمی‌کند، بلکه مي‌خواهد «ذات انسان‌ها» را تصرف كند؛ لذا علاوه بر «امپریاليسم نظامي»،«امپریاليسم سياسي» و «امپریاليسم اقتصادي»، «امپریاليسم فرهنگي» هم وجود دارد، حتّي «امپریاليسم خبري» و «امپریاليسم هنري» هم داریم. این بدان معناست که امپریالیسم جدید در همه شئون زندگی مردم دخالت مي‌كند و مي‌خواهد يك انسان جديد بسازد. اين مسأله، بي‌سابقه است.

    علّت این‌که امپریالیسم به دنبال چنین آرمانی است، آن است که خود را جاي «خدا» گذاشته؛ خدا خالق است و او هم مي‌خواهد خالق باشد. اگر يك وقت خواستيد در اين باره كتابي بخوانيد، يك آمريكايي به نام «كارنوي» کتابی نوشته است به نام «آموزش و پرورش در خدمت امپریاليسم فرهنگي» که رساله دکترای اوست. او در این رساله اسنادی از کنگره‌های مختلف در غرب آورده که در قطعنامه‌های‌شان تصریح شده است که نظام آموزش و پرورشی که در دنيا تحت عنوان «علم برنامه‌ريزي آموزشی»، «علم مديريت آموزشي»، و «علم ارزشيابي» مطرح می‌شود، باید دانش‌آموزان و دانشجویانی را تربيت كند كه ما غربی‌ها مي‌خواهيم؛ تا به نیروهای ما تبدیل شوند. لذا تعجب نكنيد که هر كس در المپيادها مقام می‌آورد، بلافاصله به یکی از کشورهای غربی می‌رود. ما دنبال علل اقتصادي‌ آن مي‌گرديم و تصور می‌کنیم که اگر اين افرادی را به لحاظ اقتصادی پشتیبانی کنیم، در کشور خودمان می‌مانند و كار مي‌كنند، در حالی که اين فرد ساخته شده براي اين‌كه در خدمت آنها قرار بگیرد.  این كتاب را بخوانيد، بسيار افشاگرانه است.



    انتقاد استاندار فارس از بالاشهری شدن مدارس باکیفیت در شیراز


    استان‌ها > فارس – «خبرجنوب» نوشت: یکصد و بیست و هفتمین نشست شورای آموزش و پرورش استان فارس به ساماندهی و تبدیل به احسن کردند املاک آموزش و پرورش و بحران کمبود معلم اختصاص داده شد و در این جلسه استاندار فارس از بالاشهری شدن مدارس باکیفیت در شیراز انتقاد کرد.

    در اين نشست سرپرست آموزش و پرورش فارس از توجه استاندار فارس به برگزاري نشست هاي شوراي آموزش و پرورش تقدير به عمل آورد و گفت: امروز دو دستور كار در جلسه مطرح مي شود، يكي بحث استفاده از ظرفيت بند «هـ» تبصره ۹ قانون بودجه و در كنار آن ماده ۱۳ قانون شوراي آموزش و پرورش مبني بر تغيير به احسن و فروش املاك آموزش و پرورش و ديگري كمبود نيروي انساني براي سال آينده تحصيلي است.
    عبدالرسول احمدي افزود: آموزش و پرورش يك سري املاك و اموال غير منقول دارد كه قانون اين اجازه را داده كه تبديل به احسن كنيم، بعد از آن املاكي داريم كه به علت نداشتن نياز به آن ها بايد تغيير كاربري بدهيم و از قِبَل درآمد آنها در جاهاي ديگر مورد نياز هزينه كنيم. اكنون از روند انجام كار گزارشي ارايه مي شود تا در جهت تسريع مراحل قانوني توسط دستگاه هاي مختلف بتوانيم مشكل كمبود فضاي آموزشي را حل كنيم.
    اين مسئول تعليم و تربيت تصريح كرد: ما در كلان شهر شيراز و ساير شهرها به ويژه شهر صدرا و شهرك هاي جديد از نظر فضاي آموزشي با كمبود رو به رو هستيم. در كنار اين مساله به علت خشكسالي هاي اخير با مهاجرت ناخواسته عشاير و روستاييان به شهرها و به ويژه شهر شيراز مواجه هستيم طوري كه نُرم دانش آموزي از حد ميانگين تجاوز كرده و علي رغم خدمات خيرين مدرسه ساز باز هم با كمبود مواجه ايم.
    وي با بيان اين كه در بحث نيروي انساني با كمبود ۸ هزار نيرو رو به رو هستيم و ورودي هاي دانشگاه فرهنگيان جوابگو نيست گفت: در مهر ماه بيش از ۲ هزار نيروي بازنشسته داريم و حداكثر ورودي دانشگاه فرهنگيان تنها ۷۰۰ نفر است كه اغلب جذب نقاط محروم مي شوند.
    وي با اشاره به اين كه قرار شده به سمت مدرسه محوري گام برداريم، بيان كرد: اولين بحث اين است كه ما نيروهاي اداري را كاهش دهيم و اين افراد به طرف تدريس بروند؛ زماني آموزش و پرورش به ازای هر ۲۰ دانش آموز يك معلم داشت اما به علت كمبودها مجبور شده ايم در جاهايي دو مدرسه را در هم ادغام كنيم و مديران و معاونان را مجبور كرده ايم كه حداقل ۶ ساعت تدريس داشته باشند،‌ اگرچه اين مساله از نظر كيفي كار درستي نيست و گاهي مديران و معاونان اعتراض مي كنند.
    در ادامه احمدي بيان كرد: سال آينده تحصيلي ما با مشكلات عديده اي رو به رو هستيم و نبايد انتظار داشته باشيم تمامي كلاس هاي ما داراي معلم باشند.
    در ادامه اين نشست ریيس اداره حقوقی آموزش و پرورش گزارشي از املاك آموزش و پرورش ارايه داد.
    به گفته محمد رضا يزدان پناه در استان،‌ آموزش و پرورش ۷ هزار و ۸۵۲ متر املاك دارد كه از اين تعداد املاك ۲ هزار و ۹۹۹ملك، ‌املاك شهري و ۴ هزار و ۸۵۳ متر املاك روستايي و ۷۲۰ متر املاك وقفي و استيجاري است.
    وي افزود: از اين املاك ۲ هزار و ۶۰۰ ملك داراي سند هستند و املاك فاقد سند ۵ هزار و ۲۲۹ ملك هستند.
    اين مسئول بيان كرد: شوراي آموزش و پرورش سال قبل براي فروش املاك مجوزي صادر كرد و از ۲۹ مجوز فروش املاك ۱۸ ملك شامل ۱۰ ملك در شيراز و ۸ ملك در ساير شهرستان ها به ارزش ريالي ۷ ميليارد و ۸۱۱ ميليون فروخته شد.
    در همين نشست پيرامون حمايت از موسسان مدارس غير دولتي براي تامين فضاي آموزشي مورد نياز و ابطال قرار دادهاي واگذاري اراضي آموزشي متعلق به راه و شهر سازي بحث به عمل آمد.
    در اين نشست استاندار فارس با بيان اين كه شوراي آموزش و پرورش توجه خاصي به بدنه نهاد تعليم و تربيت دارد، بيان كرد: ما هر آن چه به نفع آموزش و پرورش است تاييد مي كنيم و آنچه مغايرت دارد رد مي كنيم.
    اسماعيل تبادار گفت: اگر امروز مساله مهمي را به فردا موكول كرديم، ‌معلوم نيست در اين فرداهاي آينده بتوانيم امري را به سرانجام برسانيم. اگر امروز مُصرانه اعتقاد داشته باشيم كه فرقي بين مدارس دولتي با غير دولتي نيست به عدالت آموزشي فكر كرده ايم. امروز بايد انديشه كنيم كه نظام آموزش و پرورش نظام واحدي است و هر چيز كه براي نظام دولتي در دستور كار داريم، بايد در مورد مدارس غير دولتي نيز رعايت كنيم. به نظرم اگر عهد ببنديم كه در شوراي آموزش و پرورش اين كمبودها را برطرف كنيم، كاري كرده ايم وگرنه انعطاف و گذشت و همه چيز را به آينده موكول كنيم راه به جايي نمي بريم. وقتي در خياباني در شيراز مثل فرهنگ شهر كه در هر واحدي مدرسه درست شده و به مثابه قفسي است كه دانش آموزان گرفتار شده و در سردر آن ها بنر و پلاكارد زده كه رتبه سوم كنكور و غيره و رديف عكس بچه ها زده اند،‌ ما را به تعجب وا مي دارد كه چطور در اين محيط هاي كوچك اين همه اتفاق هاي رنگارنگ رخ می دهد! بنابراين بايد همان امكانات كه به مدارس دولتي مي دهيم، در اختيار موسسان غير دولتي قرار دهيم و به آن ها فرجه و زمان بدهيم كه واحد آموزشي خود را به حد استاندارد برسانند و اگر به اين مورد توجه شود، قابل قبول است و در غير اين صورت بايد برخورد شود.
    مدير ناحيه ۳ آموزش و پرورش نيز با بيان اين كه يك ششم دانش آموزان در مدارس غير دولتي تحصيل مي كنند، ‌افزود: اكثر موسسان مدارس غير دولتي مايلند در ناحيه ۱ و ۲ مدرسه بسازند و كمتر به ناحيه ۳ و ۴ مي آيند، از طرفي خيلي از اهالي جنوب شهر مايلند بچه هاي خود را به شمال شهر براي تحصيل بفرستند.
    محمد كماندار افزود: نرم تحصيل در كلاس هاي دولتي ۳۸ تا ۴۰ دانش آموز است و معلمان حتي نمي توانند اسم محصلان را به ياد بسپارند!
    در اين جا استاندار فارس خطاب به كماندار گفت: ما از مجموعه هاي آموزشي غير دولتي طالب هستيم و كمك هم مي كنيم و تسهيلات به آن ها مي دهيم و كمك كرده اند ‌اما ما مي گوييم ما يك نظام آموزشي هستيم. شما مي گوييد خانواده های جنوب شهر خواهان تحصيل در شمال شهر هستند. من در اينجا سوال مي كنم شما متوليان آموزش و پرورش به وقت انتخاب معلمان، چقدر معلمان برتر و پر سابقه را از فلكه ستاد به بالا مي گذاري؟ بنابراين منِ پايين شهري به دست شما نگاه مي كنم. اين ها مجبورند با هر فلاكتي كه باشد‌ در بهترين جا فرزندان خود را براي آموزش بفرستند. بنابراين جناب احمدي و ساير همكاران بايد به راه حل معضلات فكر كنند. ما بايد به فرزندان كه آينده سازان هستند فكر كنيم. نبايد دانش آموزان در محيط هاي كوچك و دور از ذهن تحصيل كنند. ما بايد به همه دلسوختگان نهاد تعليم و تربيت كمك كنيم، شهرداري هم بايد گام پيش بگذارد. كار سخت است اما اگر اهتمام باشد مسایل حل مي شود.

     

    ۴۶

    بین الملل,بنیامین نتانیاهو,روسیه,ولادیمیر پوتین

    سران رژیم‌صهیونیستی و روسیه امروز-چهارشنبه- در مسکو دیدار کردند.

    به گزارش ایلنا به نقل از آسوشیتد‌پرس، «بنیامین نتانیاهو» نخست‌وزیر رژیم‌صهیونیستی امروز-چهارشنبه- با «ولادیمیر پوتین» رییس‌جمهوری روسیه دیدار کرد.

    نتانیاهو در این دیدار با تاکید بر روابط گرم میان مسکو و تل‌آویو، مدعی شد روابط خوب میان رژیم‌صهیونیستی و روسیه کلید برقراری آرامش در خاورمیانه است.

    نخست‌وزیر رژیم‌صهیونیستی در ادامه یاووه‌گویی‌‌هایش، در دیدار با رییس‌جمهوری روسیه درباره حضور نظامی ایران در سوریه هشدار داد.

    سبک ترین دوچرخه برقی تاشوی جهان تولید شد

    یک شرکت معتبر سبک ترین دوچرخه برقی تاشوی جهان را تولید کرد در ادامه با این دوچرخه آشنا شوید و عکس هایش را ببینید

    به تازگی دوچرخه ای تولید شده است که ۱۰٫۴ کیلوگرم وزن دارد و برقی می باشد
    جنس این دوچرخه از کربن می باشد و دارای فناوری بلوتوث است و ارتباط با گوشی های
    هوشمند را دارد حداکثر سرعت این دوچرخه ۲۵ کیلومتر بر ساعت می باشد و بعد از شارژ
    این دوچرخه می توان تا ۳۰ کیلومتر مسافت طی نمود مدت زمانی که طول می کشد
    تا این دوچرخه شارژ شود حدود ۲٫۵ ساعت می باشد و قیمت آن ۶۰۰۰ دلار است
    در ادامه با سبک ترین دوچرخه برقی آشنا شوید.

    سبک ترین دوچرخه برقی

    تولید دوچرخه های سبکی که تحمل وزن انسان ها را داشته باشند و در عین حال
    کارآیی مناسبی داشته باشند، چالشی جدی محسوب می شود.
    پیش از این شاهد تولید انواع دوچرخه های تاشوی سبک بوده ایم، ما
    Hummingbird Electric را می توان سبک ترین دوچرخه تاشوی برقی جهان توصیف کرد.

    این دوچرخه تنها ۱۰.۴ کیلوگرم وزن دارد و شرکت سازنده آنProdrive سابقه تولید
    دوچرخه های تاشوی بسیار سبک را که تنها ۶.۷ کیلوگرم وزن داشته اند را نیز دارد. البته آن دوچرخه برقی نبوده است.

    جنس سبک ترین دوچرخه برقی

    دوچرخه برقی تازه این شرکت بدنه ای از جنس کربن دارد و مجهز به موتور ۲۵۰ واتی
    و باتری لیتیومی ۱۶۰ وات ساعتی است. یکی از قابلیت های جالب این دوچرخه
    سازگاری آن با فناوری بلوتوث است که موجب می شود ارتباط آن با گوشی های
    هوشمند و رایانه های شخصی نیز ممکن شود.

    سبک ترین دوچرخه برقی

    دوچرخه

    دوچرخه سواران می توانند از گوشی خود برای کنترل برق، مسیریابی، مدیریت نحوه
    استفاده از دوچرخه و غیره استفاده کنند. بعد از راه اندازی دوچرخه سرعت آن ابتدا به
    ۸ کیلومتر در ساعت می رسد و بعد از گذشتن از این سرعت موتور توان و قدرت خود را
    با شرایط جاده و بر مبنای شیب موجود تنظیم می کند.

    سبک ترین دوچرخه برقی

    سبک ترین دوچرخه برقی تاشوی جهان

    حداکثر سرعت این دوچرخه به ۲۵ کیلومتر در ساعت می رسد و بعد از شارژ باتری می توان
    مسافتی حداکثر ۳۰ کیلومتری را با آن طی کرد. مدت زمان لازم برای شارژ کامل باتری این
    دوچرخه ۲.۵ ساعت و قیمت آن حدود ۶۰۰۰ دلار است.
    مهر

    گروه اجتماعی_نیکان: حاج سعید قاسمی استاد معماری دانشگاه شهید رجایی، کسی که بلافاصله پس از زلزله سرپل‌ذهاب کرمانشاه به همراه تعدادی از همراهان همیشگی خود از نجف عازم مناطق آسیب دیده شد و با استفاده از کمک‌های مردمی و خیرین به کمک‌رسانی اولیه در روزهای ابتدایی حادثه و ساخت‌و‌سازهای قابل‌توجه برمبنای استانداردهای بین‌المللی در روزهای بعدی پرداخت و گره‌های بزرگی از مصائب مردم زلزله باز کرد؛ اما حالا بعد از گذشت هشت ماه خدمت رسانی، در پیامی از مشکلاتی که برای ادامه کار دارد می گوید.

     

    به گزارش نیکان سعید قاسمی در پیامی به مردم ایران نوشت: «با گذشت نزدیک به هشت ماه از زلزله ۲۱ آبان سال گذشته، عملا دیگر پولی برای ساخت خانه و حتی سرویس بهداشتی برای مردم زلزله زده سرپل ذهاب نداریم، تا اینجا هم اگر حمایت مردم عزیز کشورمان نبود ادامه کار میسر نبود. از دولت محترم هم که هیچ حمایتی ندیدیم، چون متاسفانه اعتقادی به کار جهادی و انقلابی در این دولت وجود ندارد».

     

    در بخش دیگر این پیام آمده است: «از دوستانی که تا امروز همراه ما در گرم نگاه داشتن این حرکت جهادی بودند می خواهیم به نیت چهارده معصوم علیه السلام، با نشر هشتگ #کمک_به_ساخت_خانه_با_۱۴۰۰۰_تومان جهادگران ایران اسلامی را در ساخت خانه برای مردم زلزله زده سرپل ذهاب یاری کنید. شماره کارت ۵۸۵۹۸۳۱۱۰۰۲۹۸۱۹۸ بانک تجارت به نام سعید محمد قاسمی».

     

     

    بعد از کاستی‌های فراوانی که از سوی سازمان‌های دولتی و مسئول در امر خدمت‌رسانی به مناطق زلزله‌زده مشاهده شد و پس از سنگ‌تمام مردم کشور در خدمت‌رسانی‌های اولیه، موج رسیدگی‌ها به وضعیت زلزله‌زدگان به کندی گرایید و وضعیت از آنچه بود سخت‌تر شد. مردم به منظور کمک به همنوعان خود راه اعتماد به چهره‌های شاخص فرهنگی و ورزشی و هنری پیش گرفتند و مبالغ هنگفتی را به حساب‌های اعلام شده از سوی آنها واریز کردند اما تاکنون عائدی هایی که مردم به حساب سلبریتی ها واریز کرده بودند، همچنان در برخی از حساب های آنها باقی مانده است.

    گزارشی دیدنی از عملکرد جهادی حاج سعید قاسمی در مناطق زلزله زده/  ادامه این روند تنها با ادامه کمکهای مالی مردمی ممکن خواهد بود.

     

    در شرایطی که دولت حسن روحانی و به خصوص وزارت مسکن به عنوان متصدی اصلی در امر تهیه زیرساخت ها و بازسازی خسارات ناشی از زلزله سال گذشته حمایتی در این خصوص انجام نداده است، سعید قاسمی اما بدون هیچ شوآف رسانه‌ای و سروصدای ریاکارانه‌ای به همراه جوانان و دانشجویان و مدافعان حرم حضرت زینب‌(س) از همان روزهای ابتدایی در مناطق آسیب‌دیده حاضر شد و در چندین مرحله امر خدمت‌رسانی به مردم را به انجام رساند. این استاد دانشگاه با طرحی که سالها بر روی آن مطالعه صورت گرفته است، در زمانی ۲۷ روزه یک واحد مسکونی با استاندارد های بین المللی را آماده و تحویل خسارت دیدگان زلزله کرمانشاه میدهد. اتفاقی که مردم آن مناطق از سلبریتی‌هایی که کمک‌های میلیاردی مردم را در حساب‌های خود دپو کرده‌اند انتظار داشته‌اند ولی محقق نشده است.

     

    ساخت و بهره برداری ده ها منزل مسکونی هرکدام در زمینی به مساحت ۱۴۰متر، با بنای ۱۰۰ متر و با هزینه ۵۵ میلیون تومان مطابق با استانداردهای روز دنیا تحت نظارت حاج‌سعید قاسمی تنها در عرض ۲۷ روز؛ ساخت و بازسازی دو مدرسه و ترمیم یک دبیرستان در روستاهای زلزله‌زده ساخت سه پروژه شهری و آماده بهره‌برداری؛ ساخت یک خانه تحت‌عنوان مسکن ۵۷ در مکانی که مقام معظم رهبری در روزهای پس از زلزله حضور یافتند؛ ساخت یک نانوایی مجهز نزدیک به مسکن ۵۷ برای استفاده عموم؛ ساخت و بهره‌برداری از چندین کانکس و دستشویی و حمام؛ تهیه و توزیع اقلام خوراکی و مایحتاج ضروری آسیب‌دیدگان بلافاصله پس از حادثه تا امروز و… تنها بخشی از اقدامات حاج سعید قاسمی در کرمانشاه می باشد.

     



    چه کسی جای خالی «امید استقلال» را پر می‌کند؟/ ستاره دهه ۶۰ پاسخ می‌دهد

    روزنامه خبرورزشی نوشت: جدایی امید ابراهیمی این روز‌ها تبدیل به دغدغه اصلی هواداران استقلال شده است. در همین ارتباط نظرات مجید نامجومطلق ستاره خط میانی استقلال در دهه ۶۰ را جویا شدیم.

    نظر شما درخصوص جدایی امید ابراهیمی از استقلال چیست؟
    امید ابراهیمی ستون استقلال و بازیکن بسیار مهمی برای این تیم است. در فصولی که در استقلال بازی کرد، با همه توان و بسیار باغیرت به میدان رفت و خیلی زحمت کشید. فوتبال حرفه‌ای همین است. به نظر من مقصر این جدایی امید ابراهیمی نیست.

    پس مقصر چه کسی است؟
    باشگاه استقلال باید چند ماه زودتر از جام جهانی قرارداد ابراهیمی را تمدید می‌کرد. امید امروز حق دارد در این سن و سال و اواخر فوتبالش به فکر آینده و خانواده خود باشد.

    اشاره درستی داشتید. به هر حال پیش‌بینی می‌شد امید ابراهیمی در جام جهانی بدرخشد و با پیشنهادات خوبی مواجه شود.
    دقیقاً، همه ما دوست داریم امید به عنوان ستاره خط میانی استقلال در این تیم بماند و جدا نشود، ولی باید خودمان را به جای امید ابراهیمی بگذاریم. اگر تفاوت مبلغ پیشنهادی قطری‌ها و استقلال دویست یا سیصد میلیون تومان بود، می‌شد توقع داشت ابراهیمی جدا نشود، ولی الان پای چند میلیارد تومان وسط است.

    به هر حال هواداران استقلال انتظاراتی دارند.
    حق با هواداران است. آن‌ها هم تیم خود را قدرتمند می‌خواهند، اما شرایط سنی امید را هم باید در نظر گرفت. شاید دیگر چنین پیشنهادی به امید ابراهیمی ارائه نشود. به شخصه دوست دارم امید بماند و به استقلال کمک کند، اما در نهایت خود بازیکن است که تصمیم می‌گیرد.

    وینفرد شفر هم گفته که فرمانده خودمان را از دست دادیم.
    قطعاً همین‌طور است. به نظر من ابراهیمی بازیکن بدون جانشین استقلال محسوب می‌شود. از نظر فنی فوق‌العاده است و در تیم ملی هم یک فرمانده بود. حیف می‌شود اگر در فصل آینده او را در استقلال نداشته باشیم.

    فرشید باقری یا سایر هافبک‌ها نمی‌توانند جای خالی او را پر کنند؟
    امیدواریم فرشید باقری بتواند جای امید را پر کند، اما کار بسیار سخت و دشواری است. به هر حال همان‌طور که گفتم فوتبال حرفه‌ای همین است و کاری نمی‌توان کرد. استقلال باید از همین حالا به دنبال جایگزین امید ابراهیمی باشد، چون زندگی ادامه دارد.

    ۴۳۵۰۳

    نوزادی که از تخم بیرون می‌ آید, نوزاد, اسباب بازی

    تصاویر زیر تخم مرغی عجیب را نشان می‌دهد که ۲۴ ساعت پس از انداختن آن در آب، ترک خورده و نوزادی از آن بیرون می‌آید!

    وبسایت فردا: تصاویر زیر تخم مرغی عجیب را نشان می‌دهد که ۲۴ ساعت پس از انداختن آن در آب، ترک خورده و نوزادی از آن بیرون می‌آید!

    واکنش مهراب قاسم خانی به توضیح صدا و سیما در پخش مستند بیراهه

    مهراب قاسم خانی به توضیح صدا و سیما درباره پخش مستند بیراهه واکنش نشان داد در ادامه شوخی مهراب قاسم خانی را بخوانید

    مهراب قاسم خانی بازیگر ایرانی در سال ۵۰ متولد شده است او در سریال ساختمان
    پزشکان و پژمان نقش ایفا کرده است و این دو فیلم یکی از موفق ترین کارهای او می باشد
    این بازیگر با شقایق دهقان ازدواج کرده است و صاحب پسری به نام نویان می باشد
    این بازیگر به توضیح صدا و سیما در پخش مستند دختران اینستاگرامی واکنش
    نشان داد در ادامه واکنش مهراب قاسم خانی را بخوانید.

    واکنش مهراب قاسم خانی

    مهراب قاسم خانی در واکنش به توضیح صدا و سیما در پخش مستند دختران اینستاگرامی نوشت:

    «آخى… خب مردم هى زنگ میزنن، از این بیچاره ها میخوان اگه میشه یکم اعترافات
    مائده پخش کنید … چیکار کنن طفلیا؟ پخش نکنن؟ به حرف مردم گوش ندن؟ پس وظیفه شون
    به عنوان رسانه ملى چى میشه؟ وجدان چى میشه؟… پ.ن اول: فقط جسارتاً خانواده هاى
    دیگه هم میتونن تماس بگیرن، هر برنامه اى خواستن سفارش بدن؟ یا فقط برنامه هاى
    مورد علاقه خانواده هاى خاصى رو پخش میکنید؟

    پ.ن دوم: خداوند شغل مدیر روابط عمومى صدا و سیما رو نصیب هیچ بنده اى نکنه
    که مجبور بشه صاف صاف توى چشم مردم نگاه کنه»

    تصاویری از مهراب قاسم خانی

    واکنش مهراب قاسم خانی

    واکنش مهراب قاسم خانی به مستند بیراهه

    واکنش مهراب قاسم خانی

    مهراب قاسم خانی و همسرش

    واکنش مهراب قاسم خانی

    مهراب قاسم خانی و شقایق دهقان

    آخرین نیوز

    گروه اقتصادی-نیکان: قطعی‌های مجدد برق کشور همراه با خود بحث هایی را به همراه داشته است. عمده انگشت اتهام ها به سمت کمبود آب در کشور است. اما سیدیاسر جبرائیلی که دکتری اقتصادسیاسی دارددر مطلبی به خوبی به دلایل اصلی بحران کنونی اشاره کرده که در زیر آن را می خوانیم: 

     

    معادلات اقتصادی بشدت از روندهای سیاسی تاثیر می‌پذیرند؛ ماهیت سیاسی دولت‌ها، رویکرد سیاسی آنها و بالاخره تصمیم‌گیری‌های سیاسی آنها، می‌تواند آثار مثبت یا منفی قابل توجهی بر اقتصاد یک کشور بگذارد. به همین دلیل، در تحلیل واقعیات اقتصادی، با تکیه صرف بر محاسبات ریاضی شاید تا حدودی بتوان به «چیستی» پدیده‌ها پی برد اما دریافت «چرایی» پدیده‌های اقتصادی بدون مطالعه روندهای سیاسی ممکن نخواهد بود. اغلب، منشأ راه‌حل‌های متفاوتی که برای حل مسائل اقتصادی ارائه می‌شود، در تفاوت این دو نگاه است؛ اقتصاددان ریاضی برای کاهش درد در ناحیه‌ای از اقتصاد، عادت به تجویز مسکن دارد اما اقتصاددان سیاسی، هرگز درد را به چنین سطح نازلی تنزل نخواهد داد و به دنبال درمان ریشه‌های درد خواهد بود.

     

    خاموشی‌‌های این ایام، یکی از محل‌های مناقشه این دو نگاه متفاوت درباره حل مسأله است. اقتصاددان ریاضی می‌گوید برق کم است و باید از طریق خاموشی‌های چندساعته، تغییر ساعت کار ادارات و افزایش تصاعدی قیمت برق، مصرف را کنترل کرد. اقتصاددان سیاسی اما سوال می‌کند: چرا برق کم است؟ آیا مسأله به کم‌آبی مربوط می‌شود یا به کم‌کاری یا سیاسی‌کاری؟ لذا راه‌حل‌هایی نیز که ارائه می‌کند، با آنچه اقتصاددان ریاضی ارائه کرده، متفاوت است.

     

    تلقی عمومی درباره خاموشی‌های برنامه‌ریزی شده در سراسر کشور این است که کمبود برق کنونی، ناشی از کم‌آبی است. کاهش ۲۰ درصدی آب موجود در مخازن سدهای کل کشور در پایان اردیبهشت ۹۷ نسبت به اردیبهشت ۹۶ نیز- هرچند رقم بزرگی نیست- تا حدودی این تلقی را تایید می‌کند اما یک واقعیت بسیار مهم که کمتر به آن پرداخته می‌شود این است که کمتر از ۱۵ درصد برق کشور در نیروگاه‌های آبی تولید می‌شود و کاهش ۲۰ درصدی در حجم آب موجود در مخازن سدها، نباید به خاموشی‌های کشوری در این ابعاد یا طرح‌هایی چون تغییر ساعات کار ادارات و… منجر شود. از دیگر سو، ایران به عنوان رتبه نخست دارنده ذخایر تجمیعی نفت و گاز جهان، قاعدتا نباید مشکلی در تامین سوخت نیروگاه‌های حرارتی که تامین‌کننده حدود ۸۵ درصد برق مورد نیاز کشور هستند، داشته باشد. با این وجود، چرا در تابستان ۹۷ شاهد وقوع بحران برق هستیم؟

     

    بررسی گزارش‌های رسمی وزارت نیرو نشان می‌دهد مع‌الاسف در دولت آقای روحانی نرخ رشد سالانه ظرفیت تولید برق کشور نسبت به دولت سابق (دوره ۸۴ تا ۹۲) حدود ۴۲ درصد کاهش یافته است. سال ۸۴ مجموع ظرفیت اسمی نیروگاه‌های کشور ۴۱۰۴۳ مگاوات بوده است که این ظرفیت در سال ۹۲ به ۷۰۲۳۵ مگاوات می‌رسد. یعنی در طول ۸ ساله دولت سابق، ما شاهد افزایش ۷۱ درصدی ظرفیت اسمی نیروگاه‌های کشور بوده‌ایم. به عبارت دیگر، در دولت سابق سالانه به طور میانگین ۳۶۴۹ مگاوات به ظرفیت تولید برق کشور اضافه شده است.(۱) اگر افزایش ظرفیت نیروگاه‌های کشور با همین روند ادامه پیدا می‌کرد، باید در پایان سال ۹۶ ظرفیت اسمی تولید برق نیروگاه‌های کشور به ۸۴۸۳۱ مگاوات می‌رسید اما این ظرفیت هم‌اکنون در ۷۸۷۲۶ مگاوات متوقف است، یعنی میانگین رشد سالانه تولید برق در دولت آقای روحانی، ۲۱۲۲ مگاوات بوده و همان‌طور که اشاره شد، نسبت به دولت سابق، حدود ۴۲ درصد کاهش رشد ظرفیت تولید برق داشته‌ایم.

     

    بنابراین نخستین نتیجه‌ای که باید گرفت این است که بحران کمبود برق در سال ۹۷، نه ناشی از کم‌آبی، بلکه ناشی از کم‌کاری دولت آقای روحانی در افزایش ظرفیت نیروگاه‌های کشور است. اگر این کم‌کاری، ناشی از ضعف مدیریتی باشد و فرض را بر این بگیریم که تیم آقای روحانی در ۳ سال باقیمانده از این دولت قصد دارد متفاوت عمل کند، می‌توان و باید با یک فعالیت جهادی، کم‌کاری گذشته را جبران کرد اما اگر این کم‌کاری ریشه سیاسی داشته باشد، برای حل بحران برق، ابتدا آن رویکرد سیاسی غلط باید تغییر کند.

     

    شواهدی وجود دارد که نشان می‌دهد کم‌کاری در افزایش ظرفیت نیروگاهی کشور، می‌تواند مرتبط با یک تعهد خاص از سوی دولت آقای روحانی در عرصه بین‌المللی باشد و این تعهد در سال‌های آینده نیز مانعی برای افزایش ظرفیت نیروگاهی ما خواهد بود. بر اساس برنامه اقدامی که سازمان محیط‌زیست ایران آبان‌ماه ۹۴ در آستانه موافقتنامه اقلیمی پاریس تسلیم UNFCCC کرد،(۲) متعهد شد تا سال ۲۰۳۰ مجموعا ۱۲ درصد تولید گازهای گلخانه‌ای خود را کاهش دهد و خانم معصومه ابتکار، رئیس وقت سازمان محیط‌زیست این تعهد را علنی کرد.(۳) آذرماه ۹۴ نیز معاون اول رئیس‌جمهور وظایف دستگاه‌ها را در زمینه کاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای ابلاغ کرد.(۴) هرچند اجرای این تعهد از سال ۲۰۲۰ آغاز می‌شود اما سال گذشته محسن ناصری، مدیر طرح ملی تغییرات آب‌وهوای سازمان محیط‌زیست اعلام کرد ایران ۳ سال تا ۲۰۲۰ فرصت دارد که «شرایط کاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای را فراهم کند» و «جلوگیری از انتشار گاز گلخانه‌ای و اجرایی کردن آن همانند درد زایمان است که باید تحمل کنیم تا این سیاست سرانجام به بار بنشیند».(۵) لذا می‌توان نتیجه گرفت دولت آقای روحانی در حال فراهم کردن شرایط لازم برای کاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای است و این فراهم‌‌سازی شرایط، درد زایمانی است که باید تحمل شود. عدم توسعه نیروگاه‌ها متناسب با نیاز کشور، شاید با پروژه «فراهم‌‌سازی شرایط» بی‌ارتباط نباشد، چه؛ توسعه نیروگاه‌ها باعث افزایش مصرف سوخت‌های فسیلی می‌شود و دولت آقای روحانی تعهد «کاهش مصرف» را داده است.

     

    گاز گلخانه‌ای در نتیجه سوزاندن سوخت فسیلی تولید می‌شود و ۸۵ درصد برق تولیدی کشور، محصول نیروگاه‌های حرارتی است که از سوخت فسیلی استفاده می‌کنند. ۲۹ درصد گاز مصرفی، ۲۳ درصد کل گازوئیل مصرفی و ۷۸ درصد کل نفت کوره مصرفی ایران در نیروگاه‌هاست. طبیعی است که وقتی دولت در توافقنامه اقلیمی پاریس تعهد داده است سوزاندن سوخت‌های فسیلی را ۱۲ درصد کاهش دهد، نه‌تنها باید از افزایش ظرفیت نیروگاهی کشور خودداری کند، بلکه باید طرح‌هایی را برای کاهش سطح کنونی استفاده از سوخت‌های فسیلی اجرا کند. اخباری تایید نشده که درباره جمع‌آوری ژنراتورهای کوچک به گوش می‌رسد، در این چارچوب می‌تواند قابل تحلیل باشد.

     

    البته باید این حقیقت را به معادله فوق اضافه کرد که سوخت‌های فسیلی صرفا در نیروگاه‌ها مصرف نمی‌شود و بخش‌های خانگی (گرمایش)، حمل‌ونقل، صنعت، پتروشیمی و کشاورزی نیز مصرف‌کننده این نوع سوخت هستند و باید منتظر بود «درد زایمان توافقنامه پاریس» سراغ این بخش‌ها نیز برود. خاموشی‌‌‌هایی که این ایام تجربه می‌کنیم، روی آشکار این سکه است اما آسیبی که صنعت ملی از این تعهد بی‌اساس خارجی می‌بیند، برای بسیاری از مردم مشهود و ملموس نیست. واقعیتی که به مردم گفته نمی‌شود این است که این محدودیت در مصرف انرژی، در واقع محدودیتی برای توسعه صنعتی ایران است. این قلم همچنان که قائل است و در جای دیگر مبسوط به این بحث پرداخته که کارکرد رژیم‌های بین‌المللی نظیر WTO تثبیت و نهادینه کردن وضع موجود اقتصاد جهانی به نفع کشورهای پیشرفته است،(۶)  معتقد است موافقتنامه پاریس نیز کارکرد مشابهی دارد. اگر گرم شدن زمین ناشی از سوزاندن سوخت‌های فسیلی باشد، این کشورهای پیشرفته هستند که از زمان اختراع ماشین بخار در سال ۱۶۹۰ میلادی تاکنون، اصلی‌ترین و بیشترین مصرف‌کننده این سوخت‌ها بوده‌اند و قطار پیشرفت خود را به نقطه کنونی رسانده‌اند اما حال که خود صاحب فناوری‌های نوین چون هسته‌ای شده‌اند و در کمال وقاحت دیگران را از رسیدن به این فناوری‌ها بازمی‌دارند، سخن از ضرورت کاهش مصرف سوخت‌های فسیلی می‌گویند تا مبادا مسیر پیشرفتی که آنها طی کرده‌اند، توسط ملت‌های دیگر نیز طی شود. اگر بناست مصرف سوخت فسیلی در جهان کنترل شود، باید محاسبه شود که از سال ۱۶۹۰ تاکنون هر کشور چقدر سوخت فسیلی مصرف کرده و بر اساس آن، سهم هر کشور در کاهش مصرف تعیین شود که اگر اینگونه شد، کشورهای غربی باید حداقل ۲ قرن هیچ سوخت فسیلی مصرف نکنند! جالب اینکه آمریکا که در حال حاضر بیش از ۹ برابر ایران گاز گلخانه‌ای تولید می‌کند، چون موافقتنامه پاریس را در تعارض با منافع ملی خود دید، با یک چرخش خودکار از آن خارج شد.

     

    مصرف مسرفانه برق و اساسا انرژی و هر کالای دیگری حتما پدیده مذمومی است و باید برای بهینه‌سازی و اصلاح الگوی مصرف برنامه‌ریزی کرد اما اینکه از یک سو صنعت هسته‌ای کشور را که منبع انرژی تجدیدپذیر است با تحمیل خارجی تعطیل کنیم و از سوی دیگر، در شرایط اقتصادی کنونی و نیاز ما به تولید باز هم برای خوشامد رژیم‌ها و نهادهای خارجی، خاموشی‌های چند ساعته به مردم و واحدهای تولیدی تحمیل کنیم، ساعت کار ادارات را تغییر دهیم، قیمت برق مصرفی مردم را تصاعدی افزایش دهیم و به تولید و اشتغال آسیب بزنیم، نامش دوستی با محیط‌زیست نیست، خودباختگی است. مصیبت بزرگ‌تر این است که رئیس‌جمهور این فاجعه را به پای خروج آمریکا از برجام بنویسد و از پشت تریبون دستور صرفه‌جویی در مصرف برق به دستگاه‌ها بدهد: «ما به عنوان مسؤولان کشور و نیروهای خط مقدم در کنار هم باید از عمق جان سختی‌های این ایستادگی را به جان بخریم و باور داشته باشیم که هر روز و هر شب ما از ۱۸ اردیبهشت (خروج آمریکا از برجام) به این سو روز و شب قدر است… همه مدیران دولت؛ از مدیران ارشد تا معاونان و مدیران کل باید در عمل نشان دهند شرایط امروز با شرایط دیروز فرق دارد. اگر لازم است صرفه‌جویی شود باید اول از دولت شروع شود… دولت و ادارات آن در فصل تابستان باید در صرفه‌جویی نسبت به مردم پیشگام باشند و در این راستا وزرا باید مصرف آب و برق در دستگاه‌ها را در ۳ ماهه تابستان بررسی کرده و اگر در دستگاهی نسبت به ۳ ماهه پارسال مصرف بیشتری اتفاق افتاد، باید با مسؤول مربوط برخورد شود».(۷)

     

    خوشبختانه در رابطه با موافقتنامه پاریس، هرچند مقدمات قابل توجهی طی شده و علاوه بر امضای آن توسط آقای محمدجواد ظریف و ابلاغ برنامه ملی مرتبط توسط آقای اسحاق جهانگیری، لایحه مربوط نیز به تصویب مجلس رسیده اما فرآیند الحاق ایران به این موافقتنامه تکمیل نشده و شورای نگهبان هنوز آن را تایید نکرده است. در اینجا نیاز به ورود مجمع تشخیص مصلحت نظام به عنوان ناظر حسن اجرای سیاست‌های کلی نظام و بررسی انطباق این لایحه با سیاست‌های کلی از جمله سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی است. امیدواریم نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی نیز ضمن خروج از انفعالی که در برابر لوایح ارسالی دولت پیشه کرده‌اند، وزارت نیرو را درباره عدم توسعه کافی ظرفیت نیروگاه‌های کشور مورد بازخواست قرار داده و جبران کاهش ۴۲ درصدی نرخ رشد توسعه نیروگاهی را مطالبه کنند.

    *دکترای اقتصاد سیاسی

    ———————-

    پی‌نوشت

    ۱-http://isn.moe.gov.ir /getattachment /94bbd4bc-de40-41e4-9770-2895b6f360b6/%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%B1%D9%8A-%D8%A8%D8%B1-27-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%B1%DA%98%D9%8A%DA%A9%D8%B4%D9%88%D8%B1-(1367-%D8%A7%D9%84%D9%8A1393)

    ۲-http://www4.unfccc.int /submissions/INDC/Published%20Documents/Iran/1/INDC%20Iran%20Final%20Text.pdf

    ۳-https://www.isna.ir /news / 94111308864/

    ۴-http://dolat.ir/detail/269619

    ۵-https://www.tasnimnews.com /fa/news/1395/10/18/1290060/

    ۶-https://www.farsnews.com /news/13950420001271/

    ۷-http://www.president.ir /fa/104983



    دعوت یک بازیکن از آذربایجان‌غربی به اردوی تیرماه تیم ملی فوتبال بانوان

    به گزارش نیکان آذربایجان غربی، بنا به اعلام سایت فدراسیون فوتبال، اسامی دعوت شدگان به اردوی آماده سازی تیم ملی فوتبال بانوان بزرگسالان اعلام شد که بر این اساس مریم یکتایی دروازه بان ارومیه‌ای در آن دیده می شود.

    مریم یکتایی که فصل گذشته بهمراه شهرداری بم قهرمان لیگ برتر فوتبال بانوان شد هم اکنون دروازه بان شماره یک تیم ملی فوتبال بانوان است.

    گفتنی است، این اردو از ۲۲ تا ۲۴ تیر ماه در مرکز ملی فوتبال در حالی آغاز می شود که بازیکنان باید عصر روز جمعه ۲۲ تیرماه خود را به کادر فنی در مهمانسرای شماره یک مرکز ملی فوتبال معرفی کنند.

    ۴۶

© تمامی حقوق مطالب برای وبسایت نیکان فایل محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع و شرعا حرام می باشد.
قدرت گرفته از : بک لینکس